مقدمه

 

 

    درهر دوره ای تحولات فکری جوامع باعث ايجاد تحولات اجتماعی شده است به گونه ای که بر تمام بخشهای جوامع همچون گروه ها، نهادها، سازمانها و حتی تفکرات افراد تأثيرگذار بوده است. در دهه های اخير، تفکرات مدرنيسم، که در سده های گذشته مبنای فکری مسائل جوامع غربی بوده، با تغييرات و تحولاتی روبه رو شده است و منتقدانی چون ليوتار، فوکو، دريدا و بورديا هر يک به شکلی ميراث مدرنيته را با نقد  خويش به جدال خوانده اند. همگام با اين تحولات، سازمانها نيز براساس اين مبانی فکری در زمينه هايی از قبيل ساختار، محيط، تکنولوژی و... با تحولاتی روبه رو بوده اند. با توجه به اين مسائل سعی شده است تا گوشه هايی از دنيای پست مدرن و بويژه تأثير آن بر سازمانها و مديريت مطرح شود.

 اگر چه ارائه تصويری واضح از دنيای پست مدرن، مستلزم مطالعات فراوان و بررسی افکار و انديشه های دنيای غرب است، علی ایحال چون فهم پست مدرنيسم تا حدود زيادی مسبوق به فهم سنت و مدرنيسم است، لذا ضمن مرور ويژگيهای جوامع سنتی و مدرن، سعی شده است تعريف روشنی ازپست مدرنيسم (Post Modernism )ارائه شود.

 

 

                 تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد.